سری اول شعرهای عاشقانه
درود بر دوستان گلم "دختر خانم های نازنین و اقا پسرهای ماه "این شعر را به تمام
دوستان گل و ماه و نازنینم تقدیم می کنم .انشاالله که خوشتون بیاد.

اي غايب از نظر به خدا ميسپارمت
جانم بسوختي و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زير پاي خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرويت بنما تا سحرگهي
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بايدم شدن سوي هاروت بابلي
صد گونه جادويي بکنم تا بيارمت
خواهم که پيش ميرمت اي بيوفا طبيب
بيمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوي آب بستهام از ديده بر کنار
بر بوي تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بريخت و از غم عشقم خلاص داد
منت پذير غمزه خنجر گذارمت
ميگريم و مرادم از اين سيل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوي خود تا به سوز دل
در پاي دم به دم گهر از ديده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندي نه وضع توست
في الجمله ميکني و فرو ميگذارمت
{ حافظ }

ساقيا! بده جامي، زان شراب روحاني
تا دمي برآسايم زين حجاب ظلمانی
بهر امتحان اي دوست، گر طلب کني جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل ماني
بيوفا نگار من، ميکند به کار من
خندههاي زير لب، عشوههاي پنهاني
دين و دل به يک ديدن، باختيم و خرسنديم
در قمار عشق اي دل، کي بود پشيماني؟
ما ز دوست غير از دوست، مقصدي نميخواهيم
حور و جنت اي زاهد! بر تو باد ارزاني
زلف و کاکل او را چون به ياد ميآرم
مينهم پريشاني بر سر پريشاني
خانهي دل ما را از کرم، عمارت کن!
پيش از آنکه اين خانه رو نهد به ويراني
ما سيه گليمان را جز بلا نميشايد
بر دل بهائي نه هر بلا که بتواني
{شیخ بهایی}

|